بهار آمد و دارند کوه و صحرا ننگ
ز نقش خامه ی مانی و نامه ی ارژنگ
چمن ز لاله ی رنگین بود چو بال تذرو
زمین ز سبزه و نسرین بود چو پشت پلنگ
پدید رایت گل گشت چون زر از ته خاک
علم کشید شقایق چو لعل از دل سنگ
گرفت عکه به کف دف، چکاو ، زد بربط
نواخت فاخته قانون و ساخت بلبل چنگ
ز عشقِ سرو به گردن فکنده قمری، طوق
ز اشک بلبل، گل کرده عارض ، رنگ
ز سجع نغمه ی ساری است هر خطیبی گنگ
ز رنگ لاله ی سوری است هر خرابی ، کنگ
چو شاخ مرجان بینی و چون دهان صدف
ز لاله پنجه ی شیر و ز ژاله کام نهنگ
به سان مطرب بزم خدایگان، قمری
ز شاخ سرو سهی برکشیده است آهنگ
محیط جود، محمد حسین خان که زنند
ز بذل دست و دلش بحر و کان غریو و غرنگ
ز غیرت کف و از رشک طبع او باشد
به چشمِ ابر ،سرشک و به رویِ بحر آژنگ
نهاده حارث امرش به گاو و ماهی ، یوغ
کشیده رایض حکمش به خنگ گردون، تنگ
برچسب:
نویسنده: محسن رضوانیان بیدگلی